مراد على شمس

660

با علامه در الميزان ( فارسى )

و سپس براى عذاب دوّمشان كه آن را انكار مىكردند ، يعنى بازگشت به خدا در روز فصل قضا ( قيامت ) چنين اقامهء حجت مىكند كه : قيامت آمدنى است ، چه بخواهند و چه نخواهند . و در آخر پاره‌اى از اخبار قيامت را و آنچه بر سر مجرمين مىآيد و آنچه از انواع عذاب به آنها مىرسد ، برشمرده ، قسمتى هم از ثوابهايى را كه به متقين مىرسد كه حاصل جمعش عبارت است از حياتى طيب و مقامى كريم ، بيان مىكند . « 1 » * دزد ( قطع دست دزد ) س 638 - استدلال امام جواد عليه السّلام درمورد مقدارى كه بايد از دست دزد قطع شود « 2 » چه بود ؟ ( بحث روايتى ) ج - امام عليه السّلام با اصرار خليفه معتصم در جلسه‌اى كه عده‌اى از فقهاء نيز حضور داشتند احضار گرديد و از معظّم له درخواست پاسخ درمورد چگونگى قطع دست دزد كردند ، با اينكه در آن جلسه از طرف فقها دو نظر و فتوا ارائه شده بود كه يكى قطع دست از مچ دست بود و ديگرى از مرفق ، با استدلالى كه داشتند . امّا امام فرمودند : كه اين دو دسته از فقها خطا رفتند ، و سنّت را در اين مسأله تشخيص ندادند ، براى اينكه قطع دست دزد بايد از بند اصول انگشتان باشد و كف دست بايد باقى بماند ، دليلش گفتار رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله است كه فرموده سجدهء سجود بايد بر هفت عضو بدن صورت بگيرد ، 1 - صورت ، 2 و 3 - دو دست ، 4 و 5 - دو زانو ، 6 و 7 - دو پا ، و اگر دست دزد را از مچ قطع كنند ، و يا از مرفق ببرند ديگر دستى برايش نمىماند تا با آن سجده كند .

--> ( 1 ) . الميزان ؛ ج 18 ، ص 196 . ( 2 ) . ر . ك : سوره مائده ، آيه 38 : [ وَ السَّارِقُ وَ السَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُما ]